حسودا

By مرجان

بعد دیدین نذاشتن یه هفته از لنگه کفش خوردن صفار بگذره تلافی کردن؟!
تا این حد حسودن یعنی !!

4 پاسخ به “حسودا”

  1. وصال می گوید:

    به نام خدا

    سلام

    شاید بهتر بود اینطور می نوشتید:

    گور بابای همتون.

    امام رضا جونم،قربونت برم،درسته که بین ما غریبی ولی تولدت مبارک.

    هرکه دلارام دید از دلش آرام رفت#چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت*

    یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم# پرده برانداختی کار به اتمام رفت*

  2. yasaman می گوید:

    نمی دونم چرا جدیدا برعکس شده! حسود هی می آساد!!!

  3. yasaman می گوید:

    اشکال نداره. می خواست لنگه کفشش متبرک بشه! ندیدی پارچه می مالن رو آقا و ماچ می کنن و اینا! تبرک می جستن!

  4. morteza می گوید:

    be nazaram ke hich iradi nadare!
    ba kafsh bezanan ma ke moshkeli nadarim
    az tajavozat batomi behtare khoda ro shokr

پاسخ دهید