به یکی که بهترین دو هفته ی عمرت رو در کنارش گذروندی زنگ بزنی که بگی 2 تا خیابون باهاش فاصله داری و چه خوبه که بری ببینیش و بیزی باشه و بعد خودش زنگ بزنه و کلی گرم احوالپرسی کنه و بعد تو نشناسیش و بیشرمانه بگی : ببخشید شما؟؟؟!!
نه واقعاً اسم خودتو چی گذاشتی؟
اونقدر شرمنده شدم که یادم رفت بگم چیکار داشتم!!
اکتبر 10, 2009 در t 7:12 ب.ظ |
esmet ro bayad gozasht khale soske!
اکتبر 11, 2009 در t 9:54 ب.ظ |
joon be joonet bokonan hamini hasty ke hasty!
)khob hame ro joon be jooneshooon konan hamoonan ke hastan!)
belakhare! hamin ke goftam!
اکتبر 12, 2009 در t 6:13 ق.ظ |
سلام
به نام دوست
حافظ را دوست می دارم
چون مثل من ریا کار نبود)
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی#
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را#
به حافظ عشق می ورزم
چون دلش قرص بود مثل من نبود)
حافظ ار سیل فنا بنیاد هستی برکند*
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور*
حافظ تنها بود مثل حافظهای زمان قبل و بعد از خود زیرا:
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه#
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت#
در پایان ای دلسوز نسبت به بندگان:
از در خویش خدایا به بهشتم مفرست*
که سر کوی تو از کون مکان ما را بس*
اکتبر 18, 2009 در t 6:11 ب.ظ |
اینا واسه ما خاطرست
سخت نگیر