یک سال پیش در چنین روزهایی:
شیرینی تجربه ی آش پختن توی 3-4 تا قابلمه کوچیک و بزرگ با صغری خانوم و کبری جون و اقدس خانوم جون، توی آشپزخونه ی اشتراکی خوابگاه رو با هیچ چیزی عوض نمی کنم.
- کجایین بچه ها؟ نعنا داغ رو کی قرار بود آماده کنه ؟؟
- کشکو بریز الان اذان می گن!
توجه: اگه روزه هستین سایز اصلی عکسا رو نبینین . از من گفتن بود.


سپتامبر 27, 2008 در t 5:57 ق.ظ |
اول!
اين پست به ما بي مربوط است!
تاكيد بر به خاطرگي!
(آيكون آش نخورده)
سپتامبر 27, 2008 در t 8:03 ق.ظ |
نه جون من تا حالا تزیین آش به این قشنگی دیده بودی؟(خودشیفته فراهانی )
سپتامبر 27, 2008 در t 12:25 ب.ظ |
به به
دیگه وقتشه که … بادا بادا مبارک بادا
سپتامبر 27, 2008 در t 7:31 ب.ظ |
چه حسن سلیقه ای!
سپتامبر 27, 2008 در t 7:32 ب.ظ |
دلم خیلی تنگه!
مرجان: منم دلم…. اِه ! دلم!!!….. دلم کو؟؟؟!!!!
سپتامبر 28, 2008 در t 12:48 ب.ظ |
سلام نازیییییییییییییییی
یادش بسا بخیر واقعا” پارسال این موقع ها بود یعنی دقیقا” روز 4 مهر تولد الماس بابا
یادش بخیر
امسال تو آش درست کن تهنائی ولی تهنائی نخوری ها
مواظب خودتم باش و موفق باش در امر خطیر کنکور خونی
مرجان: یادتون کردم، زیاد! یادتون به خیر!
تو هم همتو.
سپتامبر 28, 2008 در t 1:04 ب.ظ |
اینجانب عالی بودن دستپخت جان جان را شدیدا تایید می نمایم و به یاد می آورم خاطره ناب زیره پلویی را که به دلیل تنفر مطهره بانو و معصوم جان همه اش را تقریبا خودمان خوردیم! و البته آن بزم شاهانه که توش همه چی بود از ماهی بگیر تا آش و ………… دلمان برای دست پختتان نیز تنگ شده است!
مرجان: چوب کاری می فرمایید بانو. ما نیز برای خودتان و دستپخت مادر دلتنگ شدیم بس عجیب !!
سبزی پلو رو نگفتیا یادت باشه !!
سپتامبر 29, 2008 در t 6:12 ق.ظ |
نمي دونم!!!! من اون موقع حموم بودم!!!!!!
ولي سبزي ها رو مي دونم كيا پاك كردن!!!!! مدرك دارم ازشون!!!! مي خواي بذارم تو وب كه عموم ببينن!!!
سپتامبر 29, 2008 در t 6:14 ق.ظ |
هوم.
نمي تونم باور كن هيچي درباره اون قضيه ميلت بنويسم!
مخم قفله!
اعصابم مغشوشه! دستم لرزانه! خلاصه نپرس في احوالات!
سپتامبر 29, 2008 در t 11:20 ق.ظ |
دربه در يادمه دير رسيده بودم
يادمه كلي بهم حال داده بودين
بازم عذرخواهي مي كنم
اما خيلي خوم شزه بودا!
تي فدا
اکتبر 4, 2008 در t 7:20 ق.ظ |
باشد که روزگاری نه چندان دور………..
خیلی دانشکده سوسول و مزخرف و لوس و تیتیش شده!!!!
همه قرتی شدن!!!
فقط قلی پور هیچ فرقی نکرده!!!!
همه گویا تابستون بالای دماغ فیل به سر می برده اند!!!!
اه!
اکتبر 5, 2008 در t 1:48 ب.ظ |
غيبت هات بيشتر از سه جلسه باشه درستو حذف مي كننا!
حالا از من گفتن بود
اکتبر 6, 2008 در t 9:06 ق.ظ |
درسته که به مخاطب ات اصلا بها نمی دی و اونو چیز فرض می کنی ولی مخاطب خاص ات که شخص شخیص من باشم، در کمال صداقت می گم که تزئین قشنگی شده. برو جوانمردی رو حال کن!
اکتبر 6, 2008 در t 7:25 ب.ظ |
السلام عليكم شديدا!مث جمعه اي كه ديدمت و عين 2دقيقه اي كه ديدمت هم همينطور هي مي گفتم دلم برات تركيد!مرد!
امروز بگو كي آمده بود.سمانه!جاي تو حسابي خالي!و عاطفه و رقيه و منا و…مثل نديد بديد ها كساني كه مي ايند و بچه هاي قديم را مي بينند 3ساعت واي ميستند و احوالپرسي مي كنند،در حاليكه ورودي هاي ما در طول اين 4سالي كه گذشت ملوك الطوايفي زندگي مي كردند.جات اصلا تو اين وضعيت خالي نيست!!!
اما امروز در ديدار با سمانه هم همين اتفاق افتاد.سلام و عليك و احوالپرسي كشيده و حسابي.بگذريم نمي دونم د.د رو دوختي يا نه!اما حميدرضا اظهار اشتياق مي كرد از ديدار دوباره اين جمع!باز هم بگذريم!حالا اين بندگان خدا رو به سندرم آبريزش دهان بر اثر تماشاي آش پر خاطره ات دچار كردي اما من بايد بابت ديداري كه علاوه بر خودت كيكت را هم به همراه داشت تشكر كنم!همه ازش فيض برديم تا حتي پسرخاله خانواده و دوستش.فوق العاده بود.
اي بابا … اي كاش مي شد راحت حرف زد و اصل احوالاتت رو جويا شد!براي من خيلي دعا كن.از مامان هم خيلي خيلي تشكر كن. :-*.خداحافظ.
اکتبر 6, 2008 در t 8:04 ب.ظ |
اینجا از همساده ها آش گرفتم اونم چه آشی! 2 قاشق بیشتر نتنستم بخورم! مزه ازین سوپ بی مزه های سرماخوردگی می داد!
اکتبر 22, 2008 در t 6:01 ق.ظ |
عكس خوشمزه اي بود
اکتبر 23, 2008 در t 11:51 ق.ظ |
هوم! چه وبلاگ جالبی… نمی دونم چطور از اینجا سردرآوردم. خورۀ آش هم هستیـــــم…
مارس 12, 2009 در t 8:36 ق.ظ |
سلام
من علی هستم و کارمند
دنبال یک دختر خوب صادق و راستگو ظاهری خوب برای صیغه هستم وسن من 26 سال است
آوریل 21, 2009 در t 1:14 ب.ظ |
سلام
من پیام 34 ساله و ساکن تهران
در جستجوی خانمی بیوه یا مطلقه حداکثر 45 ساله دارای فرزند یا بی فرزند ساکن تهران یا نزدیک تهران برای ازدواج موقت هستم
برای آشنایی و اطلاعات بیشتر تماس بگیرید:
payaamxxx2@yahoo.com
منتظر تماس شما هستم
آگوست 30, 2009 در t 12:50 ب.ظ |
یکی برای علی آقا که دختر صیغه موقت نمی شه البته اگه اهل حلال و اسلام هستی “منم آفرین میگم بهت که اگه موقعیت ازدواج برات مهیا نیست از حلالش که اسلام هم تاماده گذاشته اونم ازدواج موقت است استفاده کنی . یکی برای آقا پیام چرا 45 ساله؟
آگوست 30, 2009 در t 12:55 ب.ظ |
دختر پاک و نجیب و خانه دار نا محرم هم ندیده سراغ دارم تو این محله با حداقل مهریه راضی اند تا حد توان هم جهیزیه میارن به ساده ترین ازدواج هم قانع هستند