به خوابم گابریل گارسیا مارکز شده بودید
طرفدار سیگار لایت و لوپز* شده بودید
لوپز دیگه خر کی؟!! باشه بابا!! بی خیالش
طرفدار رئیس جمهور مورالز شده بودید!
برای شادی عمه! – عموی هاله ی نور
رفیق فابریک و دوست هوگو چاوز شده بودید
از آنجایی که در مکزیک بهمن * نیست، به لکل
خریدار سیگار برگ قرمز شده بودید
کمی طراحی جلد کتاب و وب منیجینگ
مگر کافی نبود اینها؟؟ ممیــــــــز شده بودید!
برای صد هزاران سال تنهایی انسان
دچار یک تب مادون قرمز شده بودید
بله، طراحی جلدش که کلاً با شما بود
اگر دیر شد گرفتار مجوز شده بودید
ببخشید، قافیه از دست من رم می کند هی
گمانم گاوباز با کت قرمز* شده بودید
*جنیفر لوپز. کلودیو لوپز، نانسی لوپز، …. دست خواننده در مورد انتخاب هر کدام از این شخصیتها باز است!
* سیگار بهمن. همان که پاکت قرمز دارد و بوی بدی می دهد مخصوصاً اگر کسی کنار دستت دفعةً بعد اُخری دود کند!!
*در ایجا 3 بار از قافیه ی قرمز استفاده شده که اهل فن می دانند خطاست. به قافیه های ریز و درشت غزلهای از ما بهتران قرن 7 و 8 ببخشند!!
از خواب که بیدار شدم مصرع اول توی ذهنم وول می خورد. بقیه شعر نتیجه گلاویز شدنم با مخ تعطیل شده از گرسنگی بود.
دست و پاشکسته تقدیم به پدر معنوی خودم و دوستانم در ادا/ره کل پژوه/شهای راد/یو. معین باشید!!
خوداظهاری وبلاگی!!: ممنون از همه رفقایی که از 24 ساعت قبل و از اولین لحظات ورود به تولد به یادم بودند به خصوص اون رفیق فندقی که از غیب خبردار شد برای سر و کله زدن با رنگ دودلم و پاستل مارک گالری و ذوق مرگ شدگی و منتظر شاهکارهای هنری من باشید و از این حرفا…