Archive for جولای, 2008

راهنمای هدیه دادن

جولای 16, 2008

خواهر بزرگتر چند سالی هست که ازدواج کرده  و غیر از مواقعی که برای تعطیلات میان خونه ی ما و اطلاعاتی که توی مکالمات تلفنیش با مامان دریافت می کنه زیاد در جریان زندگی روزمره ما نیست و طبیعیه که خیلی چیزها رو هم فراموش کرده باشه. یعنی مسائلی که یه موقعی توی خونه ی پدری باهاش درگیر بوده و براش عادی شده بود جاش رو به مسائل خونه ی خودش داده. چیزایی مثل عادتهای غذا خوردن، خرید لباس، عادت تلویزوین تماشا کردن و خیلی چیزای دیگه. گاهی اونقدر این تغییرات درونی می شه که اونا رو حس هم نمی کنه. پریروز با هم رفته بودیم  بیرون تا خواهر جان کادوی روز پدر و همسر رو بخره. تصمیم گرفته بود یه پارچه پیراهنی برای بابامون بگیره. منم کلی استقبال که آره بگیر، جدیداً پیرهن نخریده و مامان هم براش شلوار خریده و یه چیزی بگیر ست بشه و از این حرفا ! خواهر جان هم تا وارد مغازه شد دست گذاشت روی یک پارچه راه راه درشت  با خط های سورمه ای و قهوه ای . فکر کردم شوخی می کنه چون بابا ی من تا به حال به همچین پیرهنی نگاه هم نکرده  اما دیدم جدیه ! حالا موندم چه جوری که نه به فروشنده بر بخوره نه خواهر جان فکر کنه سلیقه شو مسخره می کنم حالیش کنم که نه تنها پارچه هه زشته بلکه بابای ما صد سال هم بی پیرهن بمونه همچین چیزی رو نمی پوشه! اما مگه به گوش هیچ کدومشون می رفت؟ فروشنده اصرار و اصرار که خانوم این پارچه تازه برای ما رسیده و خواهره هم اصرار که چیه همش طرح های تکراری می پوشه یه چیز جدید بگیریم. دیگه مجبور شدم برای هدر نرفتن پولش با صدای بلند بگم : آقا جان این پارچه شبیه پارچه پیژامه است !!

بگذریم از اینکه فروشنده کلی به خاطر توهین به جنسش بهش بر خورد و خواهرم برای نظر من تره هم خرد نکرد و همون پارچه رو خرید!! خلاصه زد و این روز میمون و مبارک فرا رسید و خواهر جان پارچه رو کادو پیچ شده تقدیم پدر کرد. از توصیف چهره پدر در هنگام باز کردن کادو می گذرم ( چون اون موقع اصلاً اونجا نبودم!!!) اما کمی بعدتر موقع صحبتهای معمولی دور از چشم خواهر گفت: یه لحظه فکر کردم پارچه پیژامه  است !!

این مشکل مختص خواهر بیچاره من هم نیست ! چیزی که توی کادو خریدن خیلی از ماها در نظر نمی گیریم سلیقه کسیه که می خوایم براش هدیه بخریم. معمولاً می ریم بیرون و هر چیزی که به نظرمون قشنگ بیاد و قیمتش هم با بودجه ما بخونه می خریم و هدیه می دیم به عزیزانمون غافل از اینکه هدیه غیر از اینکه باید نشون دهنده ی محبت و علاقه ی ما باشه  باید به یه دردی هم بخوره وگرنه فقط جا رو اشغال می کنه و دل طرف رو می سوزونه که ای کاش کسی که این هدیه رو به من داده یه کم سلیقه منو می شناخت ! هر وقت می خواین برای کسی کادو بخرین حواستون باشه که چی و چه مدلی دوست داره؟ یعنی این کافی نیست که بدونین دوست یا پدر یا معلمتون کتاب دوست داره. باید نوع کتاب مورد علاقه ش رو هم بدونین، مثلاً اگه رمان خونه باید بدونین چه نوع رمانی می خونه، تاریخی؟ عشقی؟  یا چی ؟

هدیه باید جوری باشه که نشون بده از طرف شماست. پس توی هدیه دادن سبک خاص خودتون رو داشته باشین، البته در این کار اونقدر زیاده روی نکنین که گیرنده هدیه به کل فراموش بشه.

سعی کنین در خرید کادو سلیقه خودتون رو در درجه دوم قرار بدین و بیشتر به سلیقه طرف انتخاب کنین. مثلاً اگه دوستتون کسیه که کت شلوار از تنش در نمی یاد براش یه تی شرت صورتی چسبون با دایره های بنفش و سبز نخرید مگر اینکه خودش بارها و بارها به شما گفته باشه که یک تی شرت صورتی چسبون با دایره های بنفش و سبز می خوام و یا اینکه وقتی یکی از اونا رو توی تن کسی دید آهی از سر حسرت نداشتنش کشیده باشه.

نحوه ی دادن کادو هم خیلی مهمه. در نظر داشته باشین کسی که می خواین بهش کادو بدین چجور اخلاقی داره. اگه از غافلگیر شدن خوشش می یاد حتماً غافلگیرش کنین، حالا اگه برای این کار مجبور شدین کادوش رو توی سطل ماست یا  شیشه ی مربا بهش بدین یا با پست بفرستین در خونه ش حتماً این کارو بکنین.

نکات قابل توجه :

-این که من به دوستام کلاشینکف و کتونی پاره هدیه می دم یه بحث جداگانه ای داره. وقتی می خوام عین آدم کادو بدم نکات بالا رو رعایت می کنم!

-البته سعی می کنم که رعایت کنم!!

-از اونجایی که من خواهر خیلی خوبی هستم هیچوقت قضیه پارچه را به خواهرم نخواهم گفت مگر اینکه یه روز حسابی از دستش کفری بشم !!

من زنده ام !!

جولای 12, 2008

اصولاً وقتی مثل یک توریست نصف هفته را یک جا باشی و نصف دیگرش را یک جای دیگر و آخرش را هم مثلاً بری کوهستان که حال و هوا عوض کنی ولی با یک مریضی ناشناخته برگردی، وقتی برای نوشتن و سر زدن به رفقا باقی نمی ماند.

فعلاً تا استقرار کامل چند روزی فاصله دارم ضمن اینکه 2 هفته ی پرتنش و لبریز از استرس رو پشت سر گذاشتم، از شما چه پنهون یه بار اومدم بنویسم و تا مرحله ی فرستادن روی وب هم پیش رفتم اما دیدم یک غرغرنامه ی تمام عیار بیش نیست و حیفه بعد این همه وقت یه مشت گله و شکایت از آدما و روزگار تحویل شما بدم پس به قول یک حیف نونی سکوت می کنیــــــــــــم !!

پ ن 1 : این پست برای اعلام حیات اینجانب نوشته شده است و ارزش قانونی دیگری ندارد.

پ ن 2: خیلی دلم براتون تنگ شده!!! (اسمایلی خودشیرین)