هفته ی پیش با بچه ها رفتیم فیلم یک تکه نان.باید اعتراف کنم تو چند ماه اخیر اولین فیلمی بود که نمی خواستم تموم بشه.وقتی فیلم شروع شد نمی دونم کی سرم روی صندلی خم شد و چشمام پر اشک.آخر فیلم اونقدر سبک و خوشحال بودم که برای خودم عجیب بود.
فیلم پر بود از صحنه های قشنگ .پر از سکوت.پر از حرفای ساده ای که از سادگی باور نمی کردی که همچین معنای بلندی داره.با اینکه خیلی ساده بود ولی تو تمام دقایقش می تونست غافلگیرت کنه.به همین سادگی.داستانشو تعریف نمی کنم .همینو بگم که اونقدر به انسان ارزش می داد که من به عنوان یک انسان به خودم افتخار کردم.هر کی یه برداشت از فیلم داره ولی مهم اینه که حرفی که فیلم می خواست بزنه رو همه مون بگیریم.راستی اگه یه تیکه نون سر راهتون پیدا کردین به این فکر کنین که ممکنه به لبای یه برگزیده متبرک شده باشه.
بایگانیِ آوریل, 2006
آوریل 3, 2006
با حجاب یا بی حجاب.مسئله این است…
آوریل 2, 2006دیروز مصاحبه ی بچه های دانشکده رو تو اخبار بیست و سی شبکه دو پخش کردن.کاری ندارم که نظرشون درباره حجاب خودشون چی بود اما حرف هایی که زدن حرفای دانشجو های علوم اجتماعی نبود.فکر می کنید اگه به جای دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می رفتن تو خیابون جردن یا ونک یا پاساژ
میلاد نور و با چند تا رهگذر حرف می زدن چیزی غیر از این می شنیدن؟راستی کی یه تحلیل درست و حسابی از این قضیه داره؟
آوریل 1, 2006
ماجرای ما ایرانی ها هم شده عین اون طوطی که هر چی بهش می گفتن بلافاصله تکرار می کرد.با صدای بلند و رسا !!!
کاریکاتور:nik’s cartoons




